تبليغاتX
*معماری , موسیقی , سینما , کتاب*

*معماری , موسیقی , سینما , کتاب*

معماری و دکوراسیون داخلی،خواننده ها و ساز ویلن،بازیگرها و فیلم ها،کتاب های محبوب

" به نام یگانه معمار هستی"

 

باورم نمیشه بالاخره روز 14/6/1386 رسید. روزی که از مدتها آرزوش رو داشتم روز کنسرت خواننده محبوبم

علی لهراسبی

 

خیلی سعی کردیم که زود برسیم تا اوون جلوها بشینیم اما امان از دست این ترافیک تهران که همیشه بد موقع توش گرفتار میشی!

لب مرز رسیدیم ، ساعت نزدیک 9 بود. ما که میخواستیم جلو بشینیم به قول دوستم آخر سر مجبور میشیم جلوی در بشینیم.

 

 کنسرت در سالن سر باز کاخ سعد آباد بود. فضایی زیبا و با نورپردازی جذاب و دیدنی.

دقیقا" وسط ها نشستیم. منتظر و هیجان زده. بعد از پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران یک نفر از گوشه پرده نمایان شد. مردم همه جیغ و سوت کشیدند و مجری جوان تلویزیون احسان علیخانی روی سن اومد. بعد از کلی صحبت و خوش آمد گویی گفت این علی آقای ما خیلی محجوب و خجالتی هست با دستهای خوشگلتون ایشون رو همراهی کنید تا رو سن بیان.

و.....

با پخش آهنگ " بوی بهشت " علی لهراسبی روی سن اومد. واقعا" معرکه و قشنگ خوند. بعد ترانه های عبور شیشه ای ، بی طاقت ، دریایی ها، لب سکوت ، کوله بار در قسمت اول برنامه اجرا شد.

بعد از یک ربع استراحت در قسمت دوم برنامه جواد یحیوی مجری خوب تلویزیون روی سن اومد،صحبت های خودش رو با شعر قشنگی در باره " عشق " شروع کرد.

گروه روی سن اومدند و آهنگ زیبای بیراهه ها پخش شد و آقای لهراسبی شروع به خوندن کردند که با استقبال شدید روبه رو شد.حتی حضار با جیغ و سوت و گفتن "دوباره" خواستار اجرای دوباره شدند که آقای لهراسبی قول دادند در آخر برنامه دوباره اجرا کنند.

با اجرای آهنگ  یه روز سرد پائیزی ، خط و نشون ، حس غریب و یه آهنگ زیبا به یاد مرحوم ناصر عبداللهی به نام ضیافت برنامه ادامه پیدا کرد.

سپس یک آهنگ معرکه که اولین بار بود اجرا میکردند رو خوندند.اسم ترانه رو نمیدونم ولی قسمتی از اون به این صورت بود:

از نبودنت می ترسم وقتی تو نگام نشستی

آخه تو شدی تمام رگ و پوست و هرچی هستی

اخه حس رفتن تو، به من حس مرگ و میده

تو برو غمت نباشه برگه ی مرگ و کی دیده

به جون هرچی ستارس می خوامت هرلحظه هر بار

اما تو هستی و نیستی اینه راه رسم اجبار

ببی تو زندگیم چه سرده قصه ها قصه درده

تک درخت سبز عشقم ، بی تو بی روحه و زرده

 

شیطنت های نگاهت وقتی میشه آیینه دق

بگو کی رسید به داد، دل بی قرار عاشق

 

هرکی و هر گسی هستی رفتی تو عمق وجودم

دارم از عشقت می سوزم ، کاشکی عاشقت نبودم

  

واقعا" معرکه بود حیف که تا همینجای آهنگ رو تونستم فیلم بگیرم.

 ضمن اینکه هنگام خوندن این ترانه خواست که نور سالن کم بشه. راستی ساز محبوبم ویلن سل نقش مهمی در زیبا کردن این آهنگ داشت.

 

ودر آخر هم ترانه بیراهه برای بار دوم خونده شد و جمله آخر آقای لهراسبی

 

شب خوش، خدانگهدار، خیلی شب خوبی بود

چراااااااااااااا نموندییییییییییییییییییییی

 

 مراسم تموم شد اما از هیجان نمی تونستم از جام پاشم. فقط به این امید که بریم جلو تا بلکه.....

 

آقای یحیوی رو دیدیم. مردم دور ایشوون حلقه زده بودند ما هم خودمون رو به ایشون رسوندیم.ایشون گفتند تا یک ربع دیگه آقای لهراسبی میان.

اعضا گروهشون رفتند و در آخر موفق شدیم ایشون روهمراه با آقای صفاریان ببینیم.

 

خیلی صمیمی و دوستانه بر خورد کردند.

امضا و عکس گرفتیم و ایشون رفتند و ما رو با کلی خاطره خوب تنها گذاشتند.

  

از نکته های قابل توجه :

-         نوازنده های ویلن و ویلن سل در پشت صحنه حضور داشتند و در موقع نیاز روی سن میومدند.البته گاهی موقع آقای لهراسبی فراموش میکردند و با تاخیر ازشون دعوت میکردند روی سن بیان.

-         بین دو قسمت برنامه آهنگ محبوبم "منو ببخش" از مرحوم ناصر عبداللهی پخش شد که با تشویق حضار روبه رو شد.

-         در بعضی صحنه ها صداهای بلندی که میگفتند " علی دوست دارم" ، "می میرم برات" شنیده میشد.

-         در یک صحنه یکی فریاد زد "علیییییییییییییییییییی" آقای لهراسبی با متانت و لبخند گفت" اینطوری میگی علی صدات میگیره ها" بعد یه گروه با هم صدا زدند "علیییییییییییییییی" گفت "آهان اینطوری خوبه"

-         در یک قسمت یکی رقصید که آقای لهراسبی گفت" ازتون خواهش میکنم فقط دست بزنید"

-         از مهمان های شاخص رضا رشیدپور ، بهروز صفاریان ، امید زندگانی ، نیما مسیحا میتونم در سالن حضور داشتند.

-         گروه نوازنده ها عضو گروه ناصریا بودند.

 

خدایا ممنون واسه این روز دوست داشتنی ، ممنون.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 15:38  توسط سپیده  | 

                

        " به نام یگانه معمار هستی"

 

سلام با کمی تاخیر

میدونم تنبلی کردم و چند وقتی آپ نکردم.

دنبال یه بهونه واسه شادی و آپ کردن میگشتم که 2تا از اوون خوشگلاش رو پیدا کردم.

 

از همه مهمتر میلاد حضرت مهدی (عج) یگانه منجی عالم بشریت ، کسی که بی صبرانه انتظارش رو می کشیم تا ما رو از این دنیای سیاه و پر از ظلم و جور نجات بده.

ایشا الله که انتظارها هر چه زودتر تموم بشه و ایشون هر چه زودتر دل دوستدارانشون رو شاد کنند. آمین

 

ودومین:کنسرت بزرگ علی لهراسبی در روزهای 13 ، 14 ، 15 شهریور در کاخ سعد آباد تهران.

خبری که یه شور دوباره در من ایجاد کرد.

 

ایشا الله همدیگر رو در کنسرت ببینیم.

به خاطر این دو خبر بی نهایت شادی آفرین ، شعر عطر باروون رو تو وبلاگم گذاشتم.

 

عطر بارون

شاعر: سیاوش پورشیر محمد

 

نمیدونم از کدوم ستاره می بینی منو

چشماتو می بندیو دوباره می بینی منو

پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام

خیلی خستم  باورم کن دنیا زندونه برام

 

توی کوره راهه چشمام عطر بارون بوی سیبی

واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی

 

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهوونه هر عاشق واسه زنده موندنی

 

میدونم هنوز اسیرم تو حصار لحظه ها

کاش میشد با یه اشاره ی تو آزاد میشدم

با توام که گفته بودی غصه هام تموم میشن

پس کجایی که بیایی منو بگیری از خودم

                                       منو بگیری از خودم

ناجی ترانه هام منو به واژه ها ببخش

این حقیرو به سخاوت شبونه ها ببخش

 

نمیدونم از کدوم ستاره می بینی منو

چشماتو می بندیو دوباره می بینی منو

پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام

خیلی خستم  باورم کن دنیا زندونه برام

 

توی کوره راهه چشمام عطر بارون بوی سیبی

واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی

 

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهوونه هر عاشق واسه زنده موندنی

 

ودر آخر عکسی زیبا از سایت علی لهراسبی که به مناسب کنسرت بزرگشون روی سایت گذاشتند.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 20:10  توسط سپیده  |